طلسم چیست؟

انسان موجود پیچیده‌ و ناشناخته ای است، می‌تواند کارهای خارق ‌العاده و غیر طبیعی انجام دهد. این قبیل کارها از ابعاد مادی و غیر مادی وجود انسان سرچشمه می‌گیرد. از جهت مادی انسان می‌تواند با کمک ابزار مادی و با انجام برخی تمرینات، سرعت خود را در انجام برخی کارها افزایش دهد و یا نسبت به برخی پدیده‌ها عادت کند که برای دیگران تعجب آور باشد. از جهت معنوی نیز انسان با به کارگیری نیروی‌های روانی و روحی کارهای فوق العاده انجام می دهد. یکی از این امور خارق العاده طلسم است.

مجمع البحرین در ذیل کلمه طلسم می نویسد: سه نظریه مشهور درباره واژه طلسم وجود دارد:

 ۱. از دو لفظ طلٌ به معنای اثر و اسم ترکیب یافته است.

 ۲. لفظی است یونای به معنای گره غیر قابل گشودن.

 ۳. مقلوب کلمه مسلط است. [1]

طلسم در یونانی:( τέλεσμα) یک باور خرافی است که می‌تواند هر شیء یا نگاره‌ای متشکل از واژگان، شمارگان، اشکال و جداول دارای قدرت مذهبی یا جادویی باشد که هدف آن محافظت، التیام یا حتی آسیب رساندن به افرادی است که برای آنها ساخته شده‌است. طلسم‌ها غالباً اشیای قابل حمل هستند که از طرق مختلف بر روی شخصی حمل می‌شوند، اما همچنین می‌توانند به‌طور دائمی در مکانی نصب شوند. طلسم‌ها با تعویذها ارتباط نزدیکی دارند، اما تفاوت اصلی در شکل و ماده آنها است، طلسم‌ها اغلب به شکل اشیا مانند لباس، سلاح یا پارچه با متن جادویی هستند.

نویسنده «کشٌاف اصطلاحات العلوم و الفنون» می نویسد: «عبد العلی بیرجندی در شرح تذکره گوید: طلسم عبارت از خارقی است که مبدأ آن قوای فعٌاله (اثر گذار) آسمانی آمیخته با قوابل زمینی منفعله (اثر پذیر) است، تا بدان امور شگفت و غریب پدید آورند؛ زیرا برای حدوث کائنات عنصری که اسباب آنها قوای آسمانی است، شرایط مخصوصی است و به این شرایط استعداد قابل، کمال می پذیرد و از این رو کسی که احوال قابل و فاعل را بشناسد و بر جمع میان آنها قادر باشد، می تواند به ظهور آثار عجیب و شگفتی پی برد».[2]

طلسم‌ها در طول تاریخ در تمدن‌های بسیاری مورد استفاده قرار گرفته‌اند و با شیوه‌های نجومی، علمی و مذهبی و در ارتباط بوده‎اند اما نظرات پیرامون استفاده از آن‎ها در برخی فرهنگ‌ها در عصر جدید تغییر کرده‌است.[3]

طلسم کلمه‌ای یونانی(τέλεσμα) است به معنی «تکمیل، آیین مذهبی، پرداخت»، که از طریق عربی طلسم (طلسم، جمع: طلاسم) وارد فارسی شده‌است.

ریشه آغازین عبارت یونانی به معنای «من کامل می‌کنم، یک مراسم را انجام می‌دهم» است.[4]

پس اولاً؛ در طلسم از طریق برخی ابزار و وسایل مادی، نیروهای ماورائی جهت انجام کارها به خدمت گرفته می‌شوند.

ثانیا؛ طلسم کار ساده و راحتی نیست و از دست هر کسی برنمی آید. باید توجه داشت که از هر کسی که ادعای دانستن این امور را دارد، نباید به راحتی پذیرفت؛ چون بسیاری از سودجویان از این راه برای خود منبع درآمد درست کرده و مردم را فریب می دهند.

ثالثاً؛ طلسم خرافه نیست و دارای اثر و واقعیت است.

ابن سینا بر این باور است که سبب سحر نفوس قوی هستند که بدون استفاده از ابزار مادی به وقوع می پیوندد؛ ولی طلسم از ارتباط قوای آسمانی و قوای زمینی ناشی می شود. وی می گوید: «پدیده های غیر عادی در جهان طبیعت از سه منشأ سرچشمه می گیرند:

الف. هیئت نفسانی

 ب. خواص اجسام عنصری؛ مثل جذب آهن توسط مغناطیس

ج. قوای آسمانی که در اثر ارتباط با قوای زمینی آثار عجیب را در پی دارد.

سحر از نوع اول است، ولی طلسم از نوع سوم است».[5]

مرحوم شهید اول بعد از بیان تعریفی نزدیک به تعریف یاد شده از بیرجندی، می نویسد: «طلسم حرام و کسب درآمد کردن از این راه نیز حرام است».[6]

طلسم در روزگار ما

بر اساس شیوه‌های طلسمی عصر جدید، ویژگی‌های همراه با جادوگری – مانند رنگ‌ها، رایحه‌ها، نمادشناسی، الگوها و چهره‌های کابالیستی – می‌توانند علاوه بر نمادگرایی سیاره ای یا عناصر انتخاب شده، در ایجاد یک طلسم ادغام شوند. با این حال، اینها باید هماهنگ با نیروی عنصری یا سیاره ای انتخاب شود تا قدرت مورد نظر طلسم را تقویت کند. همچنین می‌توان با تلفیق آیه، کتیبه یا الگویی که از نظر سازنده از معنای خاصی برخوردار است، لمس شخصی به طلسم نمود. این کتیبه‌ها می‌توانند سیگلیس (آرم‌های جادویی)، آیات کتاب مقدس یا غزل باشند، اما باید با هدف اصلی طلسم همخوانی داشته باشند.[7]

طلسم در اسلام

در اسلام، دعاها و دعاهایی که با آیات قرآنی تزریق می‌شوند، «مواد اصلی» داروهای پیشنهادی در معاهدات پزشکی نبوی هستند.

طلسم‌ها را می‌توان از انتخاب متنوعی از اشیا تهیه کرد. هر چیزی از یک مهره تا یک یادگار مقدس تا یک نقاشی می‌تواند دارای ویژگی‌های طلسم باشد؛ برای استفاده از این خصوصیات، می‌توان بر طلسم‌ها نام شخصیت‌های مقدس مانند خدا، فرشتگان، مقدسین و جن‌ها و همچنین آیاتی از قرآن و حتی نمادهای نجومی را نوشت. به عنوان مثال، مسلم ابن الحجاج به فرماندهان نظامی دستور داد قرآن  را هنگام ظهور ترازو و در ساعت آفتاب[8] بر روی پارچه ای با گلاب، مشک و عنبر نگاشته و آن را به میدان نبرد برسانند تا از ظالمان و کافران در امان باشند.[9]

در قرن دهم یک ریاضیدان عباسی، به نام ثابت بن قورا، متخصص طلسم‌ها تلقی می‌شد؛ وی در یکی از متن‌های خود در مورد طلسم‌ها نوشت: «نجیب‌ترین قسمت نجوم، علم طلسمات است.» وی دید که طلسمات و نجوم برای دستیابی به خرد بسیار مهمتر از مطالعات هندسه و فلسفه است. در ترجمه Adelard of Bath از همان متن، تأکید شده‌است که برای ایجاد یک طلسم به دانش گسترده‌ای از نجوم و طالع بینی نیاز است. این اطلاعات لازم است زیرا طلسم‌ها باید در لحظه یک واقعه آسمانی فرخنده ساخته شوند در غیر این صورت طلسم آن ها ناتوان خواهد بود.[10]

حقیقت طلسم

در جهان، طلسم‌ها به دلایل شخصی، اجتماعی، سیاسی و عقیدتی نوشته می‌شدند. آن ها به عنوان مجرای محافظت الهی و یا شیطانی عمل می‌کنند، که می‌تواند شامل جذب انرژی‌های مثبت به فرد پوشنده و انحراف بیماری، خطر و چشم بد باشدو همچنین ممکن است از آن ها به عنوان حافظ، (محافظ) و همچنین هیمالا (آویز) که روی بدن چسبیده یا از آن آویزان شده‌اند، به عنوان مثال گردنبند، انگشتر، پیراهن طلسمی یا یک چیز کوچک درون کیسه قابل حمل استفاده شود و گاهی باعص ایجاد مشکل ، بیماری و گرفتاری برای شخص می شوند.

کار برد طلسمات در اسلام بیشتر برای دفع بلاها و مشکلات است و ایجاد مشکل و گره در کار ها به هر طریقی از منظر اسلام حرام و باطل است.

در این که سحر و طلسم از چه تاریخی به وجود آمده، بحث فراوان است. این قدر می توان گفت که از زمان های خیلی قدیم در میان مردم رواج داشته است، ولی تاریخ دقیقی برای آن در دست نیست و نیز نمی توان گفت چه کسی برای نخستین بار جادوگری را به وجود آورد. [11]

آنچه که از آیات قرآن بر می آید این است که سحر در شهرهای کهن همانند کلدان و مصر در زمان حضرت موسی و فرعون و پیش از آن در زمان حضرت نوح.[12] رواج داشته است. [13]

سحر و جادو از نظر قرآن کریم و احادیث واقعیت دارد. به این امر در آیه 102 سوره بقره[14] و آیه 4 سوره فلق[15] اشاره شده است. از این آیات و برخی روایات استفاده می شود که برخی از سحرها واقعا اثر گذارند. همچنان که آیه 102 سوره بقره می فرماید: مردم سحرهایی را فرا می گرفتند که میان مرد و همسرش جدایی می افکند.

علامه طباطبایی در وجود داشتن چنین اموری می فرمایند: «… در این میان افعال خارق العاده دیگری است که مستند به هیچ کدام از سبب از اسباب طبیعی و عادی نیست، مانند خبر دادن از پنهانی ها و مانند ایجاد محبت یا دشمنی و گشودن گره ها و گره زدن ها و خواب کردن و احضار و حرکت دادن اشیاء با اراده و از این قبیل کارهایی که مرتاض ها انجام می دهند که به هیچ وجه قابل انکار نیست، یا خودمان بعضی از آنها را دیده ایم و یا برایمان آن قدر نقل کرده اند که دیگر قابل انکار نیست».

فرق سحر و جادو با طلسم

بزرگترین فرق بین سحر و طلسم این است که:

 1- سحر جادو عوارض جانبی و بیرونی دارد و عمل این ها بدینگونه است که در مسیر جریان های طبیعی بدن اثر میکنند و مسیر را عوض میکنند؛یعنی در مسیر و سیر طبیعی جریان و ماهیت آن تغییر ایجاد میکند ولی طلسم چیزی است که در هر موردی بکار گرفته شود،شخص را در یک محدوده ی کوچک حبس میکند ونمی گذارد شخص از آن محدوده بیرون برود .

2- سحر و جادو عملی است شیطانی که با نیروهای شیطانی و اعمال و اشکال شیطانی درست میشود و شخص اعمال و اراده اش تحت اثر نیروهای منفی قرار می گیرد و ثبات وتعادل نیروها به هم میخورد ولی طلسم مسیری است که شیاطین برای ایجاد اخلال و به بند کشیدن انسان ها و آنها را در یک محدوده ی تعریف شده گذاشتن بکار می برند.

*سحر و طلسم هیچ کدام توانایی تغییر ماهیت در عالم را ندارند و فقط بر کاربرد و حالات یک چیز تاثیر منفی می گذارند و ایجاد اختلال میکنند.

مرحوم مجلسی رحمه الله در کتاب السماء و العالم ابتداءاً أقوال مختلف علماءِ خاصه و عامّه را در معنی و حقیقت سحر بیان نموده و سپس مصادیق آن را در هشت مورد ذکر نموده و همه اقسام هشت گانه را داخل در سحر دانسته و حکم به حرمت نموده است.[16]

فرق سحر و جادو با معجزه

آن چه از آیات شریفه قرآن، روایات و آثار إستفاده می شود این است که سحر تأثیر فی الجمله در برخی از أشخاص و بدن ها دارد مثلاً به وسیله سحر ایجاد حّب و بغض و همّ و غمّ در افراد شده و یا حتّی موجب شادی و افسردگی افراد می شود ولی هرگز سحر تأثیر در زنده نمادن و یا میراندن و یا تغییر در حقیقت اشیاء نمی تواند داشته باشد و انجام این أمور از ساحر ساخته نیست به طوری که مثلاً ماهیت انسان را به حیوانی تبدیل نماید و یا مرض برص و پیسی را شفا دهد چرا که تغییر در ماهیت اشیاء تنها به دست خداوند و به معجزه أنبیاء الهی محقّق می شود و معجزه تبدیل حقیقت و ماهیت شیء است بدون نیاز به زمان و مکان و ابزار و شرائط خاص ولی سحر اینچنین نیست.

معجزه نیز از زمره ی خارق عادات می باشد؛ لکن تفاوتهایی با دیگر خوارق عادات دارد:

1ـ معجزه عملی است بر خلاف قوانین طبیعی است، ولی خلاف قوانین عقل نیست.

2ـ معجزه خارق عادتی است که انجام دهنده ی آن یا ادّعای نبوّت دارد یا امامت.

3ـ معجزه خارق عادتی است منحصر به فرد؛ یعنی انجام دهنده ی آن تحدّی و مبارزه طلبی دارد؛ یعنی به صراحتِ تمام مدّعی است که کس دیگری ـ که منکر نبوّت اوست ـ قادر نیست چنان کاری را انجام دهد

4ـ معجزه کننده در بند ابزار و شرائط خاصّ نیست.

5ـ معجزه خارق عادتی است که قابل تعلیم و تعلّم نیست.

6ـ صاحب معجزه سابقه ی آموزشی ندارد.

اهل بیت علیهم السلام و سحر شدن

مرحوم مجلسی رحمه الله در ادامه بحث می فرماید:

 سحر در وجود مبارک پیامبران و و أوصیاء آنان نمی تواند تأثیر بگذارد زیرا بزرگترین چیز برای ردّ و ابطال سحر دعاها و معوّذات است که در إختیار آنان است و با در إختیار داشتن همین دعاها و معوذات که آنان معدن این أمور هستند سحر ساحران در آنان نمی تواند تأثیر داشته باشد و اگر هم تأثیر داشته باشد با این دعاها دفع می شود چنان که پیامبر صلی الله علیه و آله حسنّین علیهما السلام را تعویذ به معوذتین نمودند و أصلاً اگر سحر در وجود پیامبران تأثیر بگذارد موجب بطلان رسالت آنان می شود اگر چه اخبار ضعیفی از طرق عامّه و گاهاً شذ و ندر از خاصه نقل شده است ولی این اخبار ضعیف قابل اعتنا نبوده و عقل و شرع آن را نفی می کند و أصلا منافات با نبوت دارد که ساحر در فکر و عقل آنان تأثیر بگذارد. اگر چه ممکن است در بدن آنان به مقتضای طبع بشری تأثیر بگذارد و این مقدار با رسالت آنان منافاتی ندارد ولی با توجّه به این که دعاها و تعویذات در اخیار آنان است بسیار بعید است که حتّی در بدن آنان نیز تأثیر بگذارد و این خود مس تمسّک می شود که دیگران ادعّی کنند که سحر در روح و عقل آنان تأثیر می گذارد در نتیجه موجب ابطال رسالت می شود.

تأثیر سحر به اذن خداوند

یکی از اصول اساسی توحید، این است که همه قدرت ها در این جهان از قدرت پروردگار سرچشمه می گیرد، حتی سوزندگی آتش و برندگی شمشیر بی اذن فرمان او نمی باشد. منتها مفهوم این بیان مجبور بودن افراد در کار خود نیست.

جهان آفرینش، جهان اسباب و مسببات است. البته برخی سبب ها مادی است و برخی غیر مادی است. اراده حکیمانه خداوند بر این تعلق گرفته است که هر پدیده و حادثه ای از علت ویژه خود صادر گردد و درعین حال، نظام علت و معلول ها همگی به خدا منتهی شده و از او قدرت و نیرو می گیرند. او است که سبب را می آفریند و به آن قدرت و نیرو می بخشد و آن را برای ایجاد معلول ویژه خود آماده می سازد. در حقیقت مؤثر واقعی، در تمام نظام جهان یکی است و نظام جهان که به صورت اسباب و مسببات جلوه گری دارند، همگی از او استمداد گرفته و به او منتهی می شوند.[17]

در تأثیر سحر و جادو نیز وضع چنین است. خداوند متعال با قدرت خویش، چنین اراده و نیرویی را در افراد به ودیعت نهاده است. انسان ها با بهره گیری از این اراده و تقویت آن می توانند به کارهای شگفت انگیزی دست زنند. برخی مانند اولیای خداوند از آن نیرو و در مسیر مناسب، استفاده می کنند و عده ای دیگر، با سوء استفاده از آن به کارهای ناشایست اقدام می کنند؛ پس، در واقع اصل وجود این نیرو در نهاد آدمی از آن خداوند و به فرمان او است، منتها چگونگی بهره گیری از آن به عهده خود انسان نهاده شده است و او در چگونگی بهره گیری از آن مسؤول است.

روش های ابطال طلسم

طلسم علی‌رغم وجود و تأثیرات غیر قابل انکار آن، قابل ابطال است. ابطال طلسم از طرق مختلف امکان پذیر است.

از آن جا که یگانه قدرت مؤثر در عالم خدای قادر متعال است. لذا بهتر است برای حل مشکلات به جای روی آوردن به سحر، طلسم، جادو و امثال آن به درگاه رحمت حضرت حق پناه بریم، «و من یتوکل علی الله و کفی بالله وکیلا». مسبب حقیقی و مسبب الاسباب تنها خداوند است. اگر طلسم و سحر و مانند آن تاثیر و سببیتی نیز داشته باشند، خداوند آن ها را سبب قرار داده است.

بنابراین؛ بهترین شیوه برای ابطـال طلسمات، توکـل به خداوند قهـار و جبار و پناه بردن به اقیانوس بی‌کران رحمت او، قرآن کریم است؛ چرا که:

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ  وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا. [18]

ما آنچه از قرآن می فرستیم شفا و رحمت الهی برای اهل ایمان است.

گرچه سحر ، جادو و طلسمات واقعیت دارد ولی غالب آنچه امروزه در میان مردم در این باره شایع است بى اساس مى باشد و اکثر کسانى که به این امور مى پردازند کلاه بردارانى هستند که از این طریق قصد اخاذى و پر کردن جیب خود را دارند.

 حال اگر بر فرض موردى پیدا شد که سحرى در کار بود راه هایى براى بطلان آن وجود دارد که در ابواب دیگر کتاب[19] به احراز مجرب می پردازیم ولی چند مورد کوتاه را بیان میکنیم:

1- استعاذه به خداوند و خواندن سوره هاى فلق و ناس.

2- خواندن و نوشتن آیات 75 تا 82 سوره یونس.

3-آیه 102 سوره بقره « وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّيَاطِينُ عَلَىٰ مُلْكِ سُلَيْمَانَ و…» تا آخر آیه با آب زعفران روی طشت مسی نوشته شود و در هنگام نوشتن، کندر را بخور دهند. بعد طشت را پر از آب باران و یا آب چشمه می کنند بعد مسحور با استفاده از آن آب غسل می کند و از آن آب می نوشد. بقیه آب را در پارچ شیشه ای بریزد و برای غسل استفاده کند. بهترین روز هم روز چهارشنبه است.

4- آیه 100 سوره نسا « وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ…» تا آخر آیه با جوهر زعفران با کره گاو روی کف دست نوشته شود.

5- دعا وتضرع به درگاه خداوند.

6- درخواست دعا از اولیاى واقعى خداوند.

7- صدقه دادن.

در پایان گفتنی است این گونه روش ها به طور موردی و تجربی است ولی روش عمومی و تأیید شده از سوی امامان معصوم علیهم اسلام همان تداوم صدقه و خواندن سوره یس و آیه «و ان یکاد» و «چهار قل» است.

ان شاء الله با تداوم صدقه، تغییر محل زندگی، و تکرار سوره «یس» و آیات فوق ، مشکلات و نفوس بد از اطراف شما دور خواهد شد. و در هر صورت به خداوند و حاکمیتی اراده الهی همچنان معتقد باشید چه بسا همین فراز و نشیب ها دامی از سوی شیطان باشد که ایمان شما را متزلزل کند. لذا با پایداری و استقامت ایمان خود را حفظ کنید تا در نتیجه آن شیطان ناامید شود و درهای رحمت الهی به سوی شما باز گردد.

نکته دیگر این که تأثیر دعا امرى مسلم و حتمى است؛ چه خود انسان دعا کند و یا دیگرى را شفیع در دعا قرار دهد. ولى باید به افراد قابل اعتماد مراجعه کرد و از کسانى که به دنبال شهرت و سودجویى نیستند بهره گرفت.

در مورد دعانویس ها؛ باید دانست که بسیارى از این افراد شیادانى هستند که از عقاید مردم سوء استفاده مى کنند. بنابراین باید در برخورد با آنان هشیار بود. براى دعا به درگاه خداوند نیازى به واسطه و دعانویس نیست؛ بلکه هر کس مى تواند براى رفع مشکلات خود به درگاه او عرض حاجت نماید و از اعمال نیک براى تقرب به درگاه خداوند بهره ببرد. مگر آن که به افراد وارسته و اهل دل دسترسى داشته باشیم که به طور یقین دعاى آنان و نفوذ کلام آنان تأثیر ویژه اى دارد.

و بالاخره اینکه از نظر فقهی تعلیم و تعلم سحر – به جز برای بی اثر کردن سحر ساحران – حرام است.[20]

طلسم در ادیان دیگر

ادیان دیگر بجز اسلام هم برای رفع مشکلات و درمان بیماران خود  به طلسمات مراجعه می کردند و آن ها از نسخه های خودشان که قابل قبول برای ما نیست استفاده می کردند.

«لیا اولسان» در مورد استفاده از تعویذ و طلسم به تجویز پزشکان در قرون وسطی می‌نویسد:

 استفاده از چنین دعاهایی به ندرت یک درمان انتخابی بود و مراجعه به تعویذ در ادبیات پزشکی قرون وسطی رایج بود.

به عنوان مثال، یک پزشک مشهور قرون وسطایی، گیلبرتوس، در مورد ضرورت استفاده از طلسم برای اطمینان از بچه دار شدن می‌نویسد و روند تولید این نوع طلسم را اینگونه توصیف می‌کند: «… نوشتن کلمات، برخی بدون وقفه، بعضی از کتاب مقدس، روی یک پارچین که باید در حین رابطه به گردن زن یا مرد آویزان شود.»[21] و این کار را درمان نازایی می دانستند.

 

پاورقی ها

[1] – .  مجمع البحرین، ج۵، ص۱۰۷، المکتبه المرتضویه

[2] – . طهانوی، کشٌاف اصطلاحات العلوم و الفنون، ج۲، ص۱۱۳۸

[3] – Gruber, Christiane (2016). Power and Protection: Islamic Art and the Supernatural. Oxford: Ashmolean Museum. p. 33.

[4]Henry George Liddell, Robert Scott, A Greek-English Lexicon, τελέω”. Perseus.tufts.edu. Retrieved 19 April 2017.

[5] – صدر حاج سید جوادی و دیگران، دائره المعارف تشیع، ج ۹، ص۱۱۷،

[6] – سفینه البحار، ج ۴، ص۹۱،

[7] – Gonzalez-Wippler, Migene (2001). Complete Book Of Amulets & Talismans. Lewellyn Publications. ISBN 0-87542-287-X.

[8] – این ساعت ها طبق آنچه خواهد آمد میتوانند در اثر دعا و طلسم موثر باشند.

[9] – Islamic amulets and talismans Is Part Of Encyclopedia of World Religions: Encyclopedia of Islam

[10] – Burnett, Charles (1996). Magic and Divination in the Middle Ages. Aldershot, Hampshire. pp. 6–14. ISBN 0-86078-615-3.

[11] – تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی، ج 1، ص 277

[12] – ذاریات، 52

[13] – تفسیر تسنیم، آیت الله جوادی آملی، ج 5، ص 688

[14] – وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّيَاطِينُ عَلَىٰ مُلْكِ سُلَيْمَانَ  وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَٰكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ   وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّىٰ يَقُولَا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلَا تَكْفُرْ  فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ   وَمَا هُمْ بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ   وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنْفَعُهُمْ   وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ   وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ   لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ.ترجمه:و (یهود) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم می‌خواندند پیروی کردند. سلیمان هرگز (دست به سحر نیالود؛ و) کافر نشد؛ ولی شیاطین کفر ورزیدند؛ و به مردم سحر آموختند. و (نیز یهود) از آنچه بر دو فرشته بابل «هاروت» و «ماروت»، نازل شد پیروی کردند. (آن دو، راه سحر کردن را، برای آشنایی با طرز ابطال آن، به مردم یاد می‌دادند. و) به هیچ کس چیزی یاد نمی‌دادند، مگر اینکه از پیش به او می‌گفتند: «ما وسیله آزمایشیم کافر نشو! (و از این تعلیمات، سوء استفاده نکن!)» ولی آنها از آن دو فرشته، مطالبی را می‌آموختند که بتوانند به وسیله آن، میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند؛ ولی هیچ گاه نمی‌توانند بدون اجازه خداوند، به انسانی زیان برسانند. آنها قسمتهایی را فرامی‌گرفتند که به آنان زیان می‌رسانید و نفعی نمی‌داد. و مسلما می‌دانستند هر کسی خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهره‌ای نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر می‌دانستند!!

[15] – وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ.ترجمه:و از شرّ آنها که با افسون در گره‌ها می‌دمند (و هر تصمیمی را سست می‌کنند)؛

[16] – بحار الانوار مرحوم مجلسی ره جلد 60 ص2

[17] – اصالت روح، ایت الله سبحانی، ص 241، مؤسسه امام صادق.

[18] – . اسراء، ۸۲

[19]

[20] – مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

[21] – پرویز تناولی، طلسم: گرافیک سنتی ایران، نشر بن‌گاه، ۱۳۸۵، شابک ‎۹۶۴-۹۶۳۸۳-۴-۲

   *محمد معین، فرهنگ معین

   *ملا حسین کاشفی، اسرار قاسمی