دسته: درمان وسواس طب اسلامی شیعی

نمایش یک نتیجه

درمان وسواس

1- روزه گرفتن:

امام باقر علیه السلام می‌فرمایند:

قبض رسول الله صلى الله عليه وآله على صوم ثلاثة أيام في الشهر، وقال يعدلن الدهر ويذهبن بوحر الصدر.[1]

پیامبر صلى الله عليه وآله تا زمانی که از دنیا رفتند سه روز از ماه را روزه می‌گرفتند و می‌فرمودند که روزه گرفتن در این سه روز معادل روزه گرفتن کل روزگار است و وسوسه شیطان را از بین می‌برد.

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

إنهن یعنی صيام ثلاثة أيام في الشهر- يعدلن صوم الشهر ويذهبن بوحر الصدر والوحر: الوسوسة قال حماد: فقلت: وأي الأيام هي؟ قال: أول خميس في الشهر وأول أربعاء بعد العشر منه وآخر خميس فيه.[2]

روزه گرفتن در این سه روز معادل روزه گرفتن کل روزگار است و «وحر» را از بین می‌برد، «وحر» یعنی: وسوسه شیطان، راوی می‌پرسد آن سه روز کدام‌اند؟ امام پاسخ دادند اولین پنجشنبه ماه و اولین چهارشنبه بعد از ده روز از ماه و آخرین پنجشنبه ماه.

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

لا راحة لمؤمن على الحقيقة إلا عند لقاء الله تعالى وما سوى ذلك ففى اربعة اشياء … وجوع تميت به الشهوات والوسواس.[3]

مؤمن در (رسیدن به) حقیقت راحتی ندارد (در تردید است که آیا به حقیقت رسیده یا نه) تا اینکه با خدا ملاقات کند، و به غیر از این در چهار چیز، … گرسنگی که به وسیله آن شهوات و وسواس را از بین می‌بری.

از این روایت چنین استفاده می‌شود که روزه گرفتن و بلکه مطلق گرسنگی باعث درمان وسواس می‌شود و شاید بتوان گفت که از علل وسواس پرخوری می‌باشد.

2-  مسواک کردن:

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

وعليكم بالسواك فإنه يذهب وسوسة الصدر.[4]

بر شما باد مسواک زدن زیرا وسوسه صدر را برطرف می‌کند.

3-  شستن سر با سدر:

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

اغسلوا رؤوسكم بورق السدر فإنه قدسه كل ملك مقرب وكل نبي مرسل، ومن غسل رأسه بورق السدر صرف الله عنه وسوسة الشيطان سبعين يوما، ومن صرف الله عنه وسوسة الشيطان سبعين يوما لم يعص الله ومن لم يعص الله دخل الجنة.[5]

سر خود را با سدر (برگ درخت کنار) بشویید، زیرا هر ملک مقرب و هر پیامبری آن را مقدس کرده، و کسی که سرش را با برگ سدر بشوید خداوند هفتاد روز وسوسه شیطان را از او برطرف می‌کند و کسی که خداوند وسوسه شیطان را هفتاد روز از او برطرف کند گناه نمی‌کند، و کسی که گناه نمی‌کند وارد بهشت می‌شود.

[1] – المحاسن، البرقى، ج۲، ص۳۰۱.

[2] – الکافي، ج۴، ص۸۹.

[3] – مصباح الشريعة، ص۱۱۵.

[4] – وسائل الشيعة ، ج۵، ص۶۱، ح۵۹۱۵.

[5] – من لايحضره الفقيه ، ج۱، ص۱۲۵.